مواسمه

لغت نامه دهخدا

( مواسمة ) مواسمة. [ م ُ س َ م َ ] ( ع مص ) نبرد کردن درخوبرویی و زیبایی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نبرد کردن به نیکویی. ( تاج المصادر بیهقی ).

جمله سازی با مواسمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طبيب دوار بطبه؛ قد احكم مراهمه و احمى مواسمه يضع ذلك حيث الحاجة اليه؛

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز