مهوب

لغت نامه دهخدا

مهوب. [ م َ ] ( ع ص ) مهیب. مرد که از وی ترسند. || شیر بیشه. || مکان مهوب؛ جای ترسناک و سهمگین. مکان مهاب. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با مهوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز هول صرصر قهرت چنان بلرزد خصم که شاخ بید ز آسیب صدمه های مهوب

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز