منهوم

لغت نامه دهخدا

منهوم. [ م َ ] ( ع ص ) حریص و گرسنه. ( غیاث ) ( آنندراج ). حریص و آزمند برخوراک و پول یا دانش. ( ناظم الاطباء ). آنکه سیر نشوداز طعام. ( مهذب الأسماء ). آنکه شکمش پر شده باشد و سیر نشود. ( دهار ). آزمند بر طعام و حریص. یقال هو منهوم بکذا؛ ای مولع به. منه الحدیث: منهومان لایشبعان، منهوم بالمال و منهوم بالعلم. ( منتهی الارب ). سیرناشونده. آنکه سیر نشود. حریص. آزمند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). آنکه شکمش سیر و چشمش گرسنه باشد. ( زمخشری ) ( یادداشت مرحوم دهخدا ). آزمند و حریص به چیزی. یقال: هومنهوم بالمال و منهوم بالعلم؛ یعنی مولع به مال و علم که سیر نشود. و قیل: المنهوم الرغیب؛ آنکه شکمش پرشود ولی میل او پایان نپذیرد. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

حریص و گرسنه آنکه سیر نشود از طعام.

جمله سازی با منهوم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کان رسول حق بگفت اندر بیان اینک منهومان هما لا یشبعان

💡 155- (( منهومان لايشبعان: طالب دنيا و طالب علم. فمن اقتصر من الدنيا على مااحل الله له، سلم. و من تناولها من غير حلها هلك، الا ان يتوب و يراجع. و من اخذالعلم من اهلهو عمل به، نجى. و من اراد به الدنيا، فهى حظه )) (منية المريد ص 29، 30. الكافى1/57، 58 بحارالانوار 1/168 - 2/35، كنز 10/179).

نابغه یعنی چه؟
نابغه یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز