جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در (كمال الدين ) مروى است از يعقوب بن منفوش كه گفت:داخل شديم بر ابى محمد، حسن بن على عليهما السلام و آن جناب نشسته بود بر سكوىدر خانه و در طرف راستش اطاقى بود كه پرده بر آن آويخته بود.
💡 در خبر يعقوب بن منفوش است: واضحُ الجبينين ابيضُ الوجهِ درى المقتلين شتن الكفينمعطوف الركبتين. پيشانيش روشن و چهره اش سفيد و چشمانش درخشنده و كف دستمباركش زبر و غليظ و زانوهايش به جهت بزرگىمايل شده بود به جلو.
💡 كلمه (عهن ) به معناى پشمى است كه رنگهاى مختلف داشته باشد، و كلمه (منفوش )از مصدر (نفش ) است، كه به معناى شيت كردن پشم است يا با دست و يا با كمان چهحلاجى، و يا با چيز ديگر. پس (عهن منفوش ) به معناى پشم شيث شده اى است كهداراى رنگهاى مختلف باشد، و اين تشبيه اشاره دارد به اينكه در آن روز كوه ها كهرنگهاى مختلف دارند با زلزله قيامت متلاشى، و چون پشم حلاجى شده مى گردند.
💡 در آن موضع که عقل آنجاست مدهوش اگر کوهست گردد عِهنِ منفوش