لغت نامه دهخدا
منثل. [ م ِ ث َ ] ( ع ص ) اسب بسیار سرگین انداز. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
منثل. [ م ِ ث َ ] ( ع ص ) اسب بسیار سرگین انداز. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
اسب بسیار سرگین انداز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 125- احصار: راغب گويد: حصر واحصار به معنى منع از طريق بيت (كعبه ) استاحصار در منع ظاهر مثل دشمن و منع باطن منثل مرض هر دو گفته مى شود. قاموس قرآن، ج2 حرف (حاء)