منتفد

لغت نامه دهخدا

منتفد. [ م ُ ت َ ف َ ] ( ع اِ ) فیه منتفد عن غیره؛ در وی بی نیازی و فراخی است از دیگران. || تجد فی البلاد منتفداً؛ یعنی بیابی در شهرها گریزجای و رفتن جای و اضطراب جای. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
منتفد. [ م ُ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) نیست گرداننده. || تمامی چیزی را گیرنده. || شیر دوشنده. ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). رجوع به انتفاد شود. || قعد منتفداً؛ به گوشه ای نشست و یکسوی گردید. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با منتفد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۲۰۰۲ سایت اند ساوند برای اولین بار برای انتخاب بهترین کارگردان‌های تاریخ سینما از منتفدان و کارگردان‌ها نظر سنجی کرد.

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز