لغت نامه دهخدا
ممرا. [ ] ( اِخ ) ( به معنی قوت یا چاقی ) مسکن ممرا که امیر اموری بود و این ممرا همان حبرون است. ( قاموس کتاب مقدس ). رجوع به حبرون شود.
ممرا. [ ] ( اِخ ) ( به معنی قوت یا چاقی ) مسکن ممرا که امیر اموری بود و این ممرا همان حبرون است. ( قاموس کتاب مقدس ). رجوع به حبرون شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رب براى او (يعنى ابرام ) در بلوطات ممرا ظهور كرد در حالى كه روز گرم شده بود، واو جلوى در خيمه نشسته بود ناگهان چشم خود را بلند كرد و نگريست كه سه نفر مردنزدش ايستاده اند همينكه آنان را ديد از در خيمه برخاست تا استقبالشان كند و به زمينسجده كرد و گفت: اى آقا! اگر نعمتى در چشم خود مى يابى پس، از بنده ات رو برمتاب و از اينجا مرو تا بنده ات كمى آب بياورد پاهايتان را بشوييد و زير اين درخت تكيهدهيد و نيز بنده ات پاره نانى بياورد دلهايتان را نيرو ببخشيد سپس برويد چون شمابر عبد خود گذر كرده ايد ما اينطور رفتار مى كنيم همانطور كه خودت تكلم كردى.