جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اکتبر و نوامبر ۹۳۸ (محرم ۳۲۷)، بجکم و خلیفه علیه امیر بانفوذ حمدانیان در موصل، حسن بن عبدالله، لشکر آراستند؛ حسن حمدانی از آشفتگی در عراق استفاده کرده بود و خراج خود را به پایتخت نپرداخت. اگرچه ارتش بجکم موصل را تصرف کرد، حسن قبل از او به دورترین نقاط قلمروش گریخت، جایی که نیروهای بجکم او را بیهوده تعقیب میکردند. در این بین، مردم محلی از حضور سپاهیان خلیفه رنجیدهخاطر شدند و جنگ چریکی علیه آنها به راه انداختند. در همین حال، ابن رائق از غیبت بجکم برای به دست گرفتن کنترل مجدد بغداد استفاده کرد و در رأس یک نیروی قرمطی به آن شهر لشکرکشی کرد. این تحولات بجکم را وادار به مذاکره با رقبای خود کرد: حمدانیان در ازای پرداخت مالیات معوقه به جایگاه پیشین خود بازگردانده شدند و ابن رائق به گرفتن حُکم فرمانداری بر استانهای طریق الفرات، دیار مضر، قنسرین و العواصم، که آل اخشید از مصر مدعی آن بودند، رضایت داد. به این ترتیب بجکم و خلیفه توانستند در فوریه ۹۳۹ به بغداد بازگردند.
💡 کورانکیج در ۱۶ سپتامبر توسط ابن رائق خلع شد و در عرض چند روز، ابن رائق مجدداً منصب قبلی خود را به دست گرفت. با این حال، بازگشت ابن رائق واکنش البریدی را برانگیخت و نیروهای او بغداد را اشغال کردند و ابن رائق و متقی را وادار به فرار نزد حسن حمدانی، حاکم موصل، کردند. در تاریخ ۱۳ فوریه ۹۴۲، ابن رائق به قتل رسید و حسن حمدانی به کمک خلیفه شتافت تا او را به تختگاهش در بغداد بازگرداند و اینچنین موقعیت امیرالامرایی را در تاریخ ۱۸ فوریه بدست آورد و از خلیفه لقب «ناصرالدوله» گرفت. حمدانیان نیز در مواجهه با مشکلات مالی نتوانستند کنترل خود را تثبیت کنند و شورش نظامی به فرماندهی ژنرال ترک توزون، نصیرالدوله را مجبور کرد که شهر را ترک کند (۱۱ مه ۹۴۳) و به پایگاه خود در موصل عقبنشینی کند. توزون در ۱ ژوئن امیرالامرا شد.