لغت نامه دهخدا
ملک فشان. [ م ُ ف َ / ف ِ ] ( نف مرکب ) ملک فشاننده. ملک بخش:
خدایگان سلاطین بحر و بر دل شاد
ملک نهاد و ممالک پناه و ملک فشان.سلمان ساوجی ( از آنندراج ).
ملک فشان. [ م ُ ف َ / ف ِ ] ( نف مرکب ) ملک فشاننده. ملک بخش:
خدایگان سلاطین بحر و بر دل شاد
ملک نهاد و ممالک پناه و ملک فشان.سلمان ساوجی ( از آنندراج ).
ملک فشاننده. ملک بخش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر صحن ملک باد ظفر خرمی فشان بر باغ عمر ابردعا مدعا نثار