مغبن

لغت نامه دهخدا

مغبن. [ م َ ب ِ ] ( ع اِ ) بغل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). زیر بغل. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || بن ران. ج، مغابن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). کش ران. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || پس گوش. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

بغل، بیخ ران، مغابن جمع
( اسم ) ۱ - بغل. ۲ - بیخ ران جمع: مغابن.
بغل زیر بغل

جمله سازی با مغبن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علامت اصلی فتق درد است هرچند بسته به شدت فتق علائم دیگری نیز داریم مثلاً در فتق مغبنی تورم ناحیه کشاله ران مشاهده می‌شود. اگر روده در کیسه فتق گیر کند فتق مختنق نامیده می‌شود که اگر جا نیفتد مورد اورژانس است و جراحی فوری الزامی است.

💡 در ژنتیک، تُخمیدگی (Zygosity) حالت درهم‌آمیختگی است به‌خصوص اگر از یک تخمک یا بیش از یک تخمک مشتق شده باشد یا اگر دارای ژن‌های یک‌جور یا ناجور برای نشان دادن صفات مغبنی باشند.

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز