معیق

لغت نامه دهخدا

معیق.[ م َ ] ( ع ص ) ژرف و دورتک. ( ناظم الاطباء ). عمیق. ( اقرب الموارد ). نهر معیق؛ جوی دورتک. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با معیق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معیق به عربی ( مَعیق )، روستایی است در دهستان المقاطر از توابع استان شبوه در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.