برکناری از کار
یعنی عزل یا اخراج از شغل و مسئولیت کاری. این ترکیب معمولاً در گزارشهای اداری، حقوقی و خبری برای بیان پایان اجباریِ همکاری یک فرد با سازمان بهکار میرود.
مترادفها
عزل، اخراج، برکناری
متضادها
استخدام، انتصاب، ترفیع
جمله سازی با برکناری از کار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خبر ناگهانی برکناری از کار برای آن کارمند قدیمی، شوک بزرگی به او و تمام اعضای خانوادهاش در آن روز وارد کرد.
💡 دولت پس از کشف فساد مالی گسترده، حکم برکناری از کار را برای چندین مقام ارشد و مسئول در وزارتخانه صادر کرد.
💡 برکناری از کار به دلایل انضباطی میتواند تاثیرات منفی بسیار زیادی بر آینده شغلی و اعتبار حرفهای فرد در بازار کار داشته باشد.