از کار رفتن
این عبارت معمولاً به معنای خراب شدن، از کار افتادن یا دیگر کار نکردن یک وسیله یا دستگاه است. همچنین ممکن است به اتمام انرژی یا توان فرد اشاره داشته باشد، مثلاً وقتی کسی به دلیل خستگی شدید دیگر نمیتواند به فعالیت ادامه دهد.
مترادفها
خراب شدن، از کار افتادن، از مدار خارج شدن
جمله سازی با از کار رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ناگهان دستگاه اصلی تولید در کارخانه دچار مشکل شد و از کار رفت، که این موضوع باعث توقف کامل خط تولید برای چندین ساعت طولانی گردید.
💡 به دلیل عدم انجام سرویسهای دورهای، موتور خودروی او در میان جادهای خلوت از کار رفت و او مجبور شد با امداد جادهای تماس بگیرد.
💡 اگر سیستم امنیتی ساختمان به دلیل نقص فنی از کار رفت، امنیت تمام ساکنان و داراییهای موجود در آن مجموعه به شدت به خطر میافتد.