لغت نامه دهخدا
معشق. [ م َ ش َ ] ( ع اِمص ) عشق. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به عشق شود.
معشق. [ م َ ش َ ] ( ع اِمص ) عشق. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به عشق شود.
عشق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشجر، مورق، مزهر، معقد، معشق، موشح، مدور و مظفر.