لغت نامه دهخدا
معتلق. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) عاشق شونده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). عاشق. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به اعتلاق شود.
معتلق. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) عاشق شونده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). عاشق. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به اعتلاق شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دومینیکا، منافع ابتکار حوزه کارائیب است که بسیاری از کالاهای آمریکایی را با بخشودگی گمرک اعطا میکند. دومنیکا معتلق به انجمن عضو کارائیب غالباً انگلیسی زبان و بازار مشترک کاریکوم و سازمانهای کشور کارائیب شرقی(OECS) است.