مصلحت گزار

لغت نامه دهخدا

مصلحت گزار. [ م َ ل َ ح َ گ ُ ] ( نف مرکب ) خیراندیش. صلاح اندیش. || عاقل و زیرک و هوشیار. || کارگزار. ( ناظم الاطباء ). مباشر. || مشاور. مستشار. رایزن. ( از یادداشت مؤلف ). || ( اصطلاح سیاسی در دولت عثمانی ) کاردار سفارت.

فرهنگ عمید

۱. مصلحت اندیش، خیر اندیش.
۲. عاقل، هوشیار.
۳. کارگزار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - صلاح اندیش خیر اندیش ۲- کارگزار مباشر. ۳ - ( عثمانی ترکیه ). کاردار سفارت. توضیح معمولا بخطا مصلحت گذار نویسند.

جمله سازی با مصلحت گزار

💡 طرفداران این نظریه که به مصوبه مشهور هستند دامه این نظریه را به امور اجتهادی شرعی و ظنی محدود کرده‌اند. نظریه تصویب در حقیقت قانون گزاری الهی را به بشر سپرده‌است و به تعبیر دیگر به بشر این اختیار را داده‌است که به صلاح و مصلحت خویش تشریع کند وهر حکمی را که وضع کرد به خدا نسبت دهد. دقیقاً همانند مکتب لیبرالیسم غربی که در امر تقنین، بشر را به جای خدا قرار داده؛ با این تفاوت که دیگر مکتب مزبور، احکام را به خداوند منتسب نمی‌کند. آنان معتقدند که مجتهدان و قانون گذاران بشری هیچ‌گاه خطا نمی‌کنند و محصول فکری آنان عیناً احکام الهی است. غزالی یکی از مهم‌ترین طرفداران نظریه تصویب است و معتقد است که آنچه محققین مصوبه (پیروان نظریه تصویب) برآنند، آن است که در مواردی که از سوی شارع «نصی» وارد نشده، حکم معینی وجود ندارد که با دلائل ظنی قابل دستیابی باشد؛ بلکه بالعکس حکم شرعی، تابع نتایج دلائل ظنی است و هر چه مجتهدان بدان دست یابند و برآن رأیشان مستقر گردد همانها احکام خداست.

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز