مصروفه

مترادف‌ها

مصرف شده

متضادها

ذخیره

لغت نامه دهخدا

( مصروفة ) مصروفة. [ م َ ف َ ] ( ع ص )می خورده شده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).خمر مشروبه. ( از اقرب الموارد ). شراب آشامیده شده.

جمله سازی با مصروفه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 (لا تصغ الى من يجعل النجاوة وقفا على عدد و مصروفه عناهل الجهل و الخطايا صرفا الى الابد و استوسع رحمة الله تعالى )

💡 زحمات مصروفه، حداقل چهارساعت در روز بهطول زندگى افزوده است. يعنى اوقات گرانبهايى كه اگر كسى آن را عاقلانه مصرفكند مى تواند تعليم بگيرد، جسم و جانش را نيرومند كند، كسب شخصيت نمايد و وظيفهانسانيت خود را انجام دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران