لغت نامه دهخدا
عمل یافته. [ ع َ م َ ت َ/ ت ِ ] ( ن مف مرکب ) درست شده. پرورده شده:
بیا ساقی آن زیبق تافته
به شنگرف کاری عمل یافته.نظامی.
عمل یافته. [ ع َ م َ ت َ/ ت ِ ] ( ن مف مرکب ) درست شده. پرورده شده:
بیا ساقی آن زیبق تافته
به شنگرف کاری عمل یافته.نظامی.
درست شده پرورده شده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مجموعهٔ منوسیتها، ماکروفاژهای متحرک و ثابت بافتها و سلول آندوتلیال تخصص عمل یافته در مغز استخوان، طحال و غدد لنفاوی سیستم رتیکولو آندوتلیال نامیده میشود. تقریباً تمام این سلولها از سلولهای مادر منوسیتی منشأ میگیرند؛ بنابراین سیستم رتیکولواندوتلیال تقریباً با سیستم منوسیتی-ماکروفاژی مترادف است.
💡 عمل و شغل ز تو قدر و محل یافتهاند نه تو از شغل و عمل یافتهای قدر و محل