لغت نامه دهخدا
( مشعشعة ) مشعشعة. [ م ُ ش َ ش َ ع َ ] ( ع ص ) مؤنث مشعشع. ( غیاث ) ( آنندراج ). || شراب به آب آمیخته. ( از اقرب الموارد ). می با آب آمیخته. ( مهذب الاسماء ). رجوع به مشعشع شود.
( مشعشعة ) مشعشعة. [ م ُ ش َ ش َ ع َ ] ( ع ص ) مؤنث مشعشع. ( غیاث ) ( آنندراج ). || شراب به آب آمیخته. ( از اقرب الموارد ). می با آب آمیخته. ( مهذب الاسماء ). رجوع به مشعشع شود.
مونث مشعشع شراب به آب آمیخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آن جا که مشعشعه در دوران حیات خود دو دوره استقلال و والیگری دیگر حکومتها را داشتهاند؛ امیران این خاندان را میتوان به دو گروه تقسیم کرد: