مسیرگردانی
مترادفها
تغییر مسیر، جهتدهی
فرهنگستان زبان و ادب
{changeover} [مهندسی مخابرات] فرایند جابه جا کردن شدآمد از مسیر اصلی به مسیر فرعی به علت خرابی مسیر اصلی یا منظوری دیگر
ویکی واژه
توانایی دستگاه سودهی در ایجاد مسیر بهسوی دستگاه دیگر ازطریق دو یا چند گروه مداری.
جمله سازی با مسیرگردانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اقداماتی که بهطور فیزیکی با یک تهدیدکننده درگیر میشوند و از این طریق سرجنگی یا بار مفید آن را نابود یا مسیرگردانی میکنند اصطلاحاً پادکارهای «سختکش» نامیده میشوند.
💡 سیستمهای پیشرفته ناوبری در خودروهای مدرن، با استفاده از هوش مصنوعی و دادههای لحظهای، قابلیت مسیرگردانی خودکار را برای رسیدن به مقصد در کوتاهترین زمان فراهم میکنند.
💡 مدیران لجستیک در شرکتهای بزرگ بینالمللی همواره تلاش میکنند تا با تغییر و مسیرگردانی هوشمندانه ناوگان حملونقل، هزینههای سوخت و زمان تحویل کالا را کاهش دهند.
💡 در هنگام بروز ترافیک سنگین در بزرگراههای شهری، اپلیکیشنهای نقشهبرداری با پیشنهاد مسیرگردانی به رانندگان، سعی میکنند از اتلاف وقت و استرس آنها جلوگیری کنند.