لغت نامه دهخدا
( مرجونة ) مرجونة. [ م َ ن َ ] ( ع اِ ) کدوی خشک میانه تهی که زنان در وی پنبه نهند. ( منتهی الارب ). قفة. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ).
( مرجونة ) مرجونة. [ م َ ن َ ] ( ع اِ ) کدوی خشک میانه تهی که زنان در وی پنبه نهند. ( منتهی الارب ). قفة. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرجونه سر، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان سوادکوه در استان مازندران ایران.