متنسک
مترادفها
پارسا، متقی، زاهد، عبادتگذر
متضادها
دنیاطلب، دنیوی
لغت نامه دهخدا
متنسک. [ م ُ ت َ ن َس ْ س ِ ] ( ع ص ) پرستنده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). دیندار و پارسا و خداپرست. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). متعبد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): و نیز صاحب مردی عدلی مذهب بود و عدلی مذهبان بغایت متنسک باشند. ( چهارمقاله عروضی ص 28 ).
فرهنگ معین
(مُ تَ نَ سِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) پرستنده، عبادت کننده.
فرهنگ عمید
عبادت کننده، دین دار، پارسا.
فرهنگ فارسی
( اسم ) پرستنده عبادت کننده جمع: متنسکین: و نیز صاحب مردی عدلی مذهب بود و عدلی مذهبان بغایت متنسک باشند.
جمله سازی با متنسک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیگمان در شکلگیری این مکتب انگیزههای سیاسی هم دخیل بوده است و بهویژه از هراس دستگاه خلافت و متنسکان مایه میگرفتهاست. از جنبههای گوناگون تهافتیان مکتبی گذرا اما اثرگذار در جریان کلی فلسفه اسلامی شدند.