متقاطر

لغت نامه دهخدا

متقاطر. [ م ُ ت َ طِ ] ( ع ص ) قطره قطره چکنده. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). هر آنچه می چکد و قطره قطره می ریزد. ( ناظم الاطباء ). || چیزی پیاپی گردنده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). گروه گروه پس از یکدیگر آینده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تقاطر شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ طِ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - قطره قطره چکیده. ۲ - دسته های پیاپی آینده.

فرهنگ عمید

ویژگی دو نقطه که در دو طرف قطر یک کره باشند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - قطره قطره چکنده. ۲ - دسته های پیاپی آینده.

جمله سازی با متقاطر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ... مختصراً به نظم آورده‌ایم تا برای رواج بازار فهم عامیان مبتدی از آغاز آن دلپذیر و از موعظه آن مستمع و از شرح آن منتفع گردند و لذا آقایانی که صدر نشینان مرتبه بلاغت و دقیق اندیشان دفتر معنی می‌باشند برای مطالعه تصادفاً مرئی گردد، امید است که به نظر پسند و به خاطر دریا متقاطر دانشمندان مزبور سهوی یا نقصانی مشاهده شود به دیده مهر مظاهر عفو منصرف گشته و مستدعی است که حقیر گوینده را به دعای خیر یادآور فرمایند.

💡 براساس سرشماری سال ۲۰۰۵ جمعیت ساکن این شهر ۳٬۰۱۶ هستند. این شهر در نقطه مقابل یا متقاطر آوکلند، نیوزیلند قرار دارد.