لغط

لغت نامه دهخدا

لغط. [ ل َ غ َ / ل َ ] ( ع مص ) بانگ و فریاد کردن. ( منتهی الارب ). بانگ و خروش کردن. شغب کردن.( تاج المصادر ). لغطوا بالشکایة. ( دزی ). || بانگ کردن کبوتر و سنگخوار. لغیط. ( منتهی الارب ).
لغط. [ل َ غ َ / ل َ ] ( ع اِ ) بانگ و خروش. ( منتهی الارب ): سلطان از کثرت لغط و سورت شطط ایشان تغافل نمود. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 322 ). || آوازهای مبهم که فهمیده نشود. ج، اَلغاط. ( منتهی الارب ).
لغط. [ ل َ ] ( ع اِ ) صحن پیش در خانه. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

بانگ، خروش، آواز درهم و مبهم.

فرهنگ فارسی

صحن پیش در خانه

جمله سازی با لغط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رنو توضیح مفصلی درباره نام Kadjar در بخش وبلاگ وب سایت شرکت خود منتشر کرد. با این حال، رابطه آن با قشقایی به ارتباط آن با قاجارها یا در لغط کادجار فرانسوی اشاره دارد.

گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز