لت وند
لغت نامه دهخدا
لت وند. [ ل َوَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بالاگریوه بخش ملاوی شهرستان خرم آباد، واقع در 32هزارگزی خاوری ملاوی، دارای 130 تن سکنه، شیعه فارسی زبان از طایفه لت وند. محصول آنجا غلات و تریاک و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری و راه مالرو است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان بالا گریوه بخش ملاوی شهرستان خرم آباد.
جمله سازی با لت وند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی از دوستانش به نام کوین فیشر (رایان مریمان) چند روز بعد از حادثه به وندی میگوید تجربه تو مشابه یکی از مسافران هواپیمای ۱۸۰ است که چند سال قبل سقوط کردهاست و نجات یافتگان هواپیما هم بعد از مدتی مردهاند وندی ابتدا حرفهای او را باور نمیکند اما پس از کشته شدن دو نفر از همکلاسیهای خود میفهمد همه آنها که نجات یافتهاند در فهرست مرگ هستند.