لاروب. ( نف مرکب ) روبنده لای و گل. پاک کننده گل و لای رودخانه و قنات و غیره.
- کشتی لاروب؛ کشتی پاک کننده گل و لای رودخانه.
- لاروب کردن؛ لاروبی. پاک کردن گل و لای قنات یا چاه و غیره.
لاروب. ( اِخ ) نام دهی از دهستان طیبی گرمسیری بخش کهگیلویه شهرستان بهبهان. واقع در یازده هزارگزی جنوب باختری لنده مرکز دهستان. دارای 70 تن سکنه. زبان اهالی فارسی و لری. شغل آنان زراعت و حشم داری. صنایع دستی و قالیچه و جوال و گلیم بافی. راه آنجا مال رو و محصول آن غلات و انجیر و لبنیات و پشم و انار است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
( صفت ) پاک کنند. گل و لای ( رود قنات و غیره ). یا کشتی لاروب. کشتیی که گل و لای رود و مرداب را پاک کند. ۲- پاک کردن گل ولای تنقیه.
نام دهی از دهستان طیبی گرمسیری بخش کهگیلویه شهرستان بهبهان
لاروب (بخش مرکزی کهگیلویه). لاروب یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان دشمن زیاری ( کهگیلویه ) واقع شده است. لاروب ۲۵ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تکههایی از کهربا از کف دریا توسط امواج کنده شده، و با دست، لاروبی یا غواصی جمعآوری میشوند. در جای دیگر، کهربا هم در آثار باز و هم در گالریهای زیرزمینی استخراج میشود. سپس گرههای زمین آبی باید حذف شوند و پوستهٔ مات پاک شود، که میتوان در داخل بشکهٔ گردان حاوی شن و ماسه و آب این کار را انجام داد. سایش، این پوسته را، از کهربای دریایی حذف میکند.
💡 لاروب (کهگیلویه)، روستایی از توابع بخش لنده شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.