قعال

لغت نامه دهخدا

قعال. [ ق ُ ] ( ع اِ ) شکوفه انگور و مانند آن. ( منتهی الارب ) ( تحفه حکیم مؤمن ). نَورالعنب و شبهه، او ما تناثر منه. الواحدة قُعالة. ( اقرب الموارد ). || آنچه بریزد از شکوفه رَز. ( مهذب الاسماء ). || پشم ریزان شتر. ( اقرب الموارد ). پشم ریزان از شتر. ( آنندراج ).

جمله سازی با قعال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هیفا زنگنه در بغداد در خانواده ای از کردهای ساکن بغداد بزرگ شد و از دانشگاه بغداد و مدرسهٔ داروسازی در ۱۹۷۴ دانش آموخته شد. در اوایل دههٔ ۱۹۷۰ به عنوان یک قعال سیاسی جوان در حزب کمونیست عراق توسط حکومت بعث دستگیر شد، اما از اعدام گریخت. زمانی که از زندان آزاد شد در عراق ماند تا تحصیلاتش را ادامه دهد. وی به عنوان عضو سازمان آزادی‌بخش فلسطین و به عنوان مدیر واحد داروسازی در سال ۱۹۷۵ بین سوریه و لبنان در تردد بود. زنگنه در ۱۹۷۶ به بریتانیا آمد.

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز