قط زدن

لغت نامه دهخدا

قط زدن. [ ق َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) مرکب است از قط به معنی بریدن هرچه باشد یا بر پهنا بریدن، و زدن فارسی. ( آنندراج ):
نویسم چون به سوی یار از حال درون نامه
به دندان قط زنم انگشت و بنویسم به خون نامه.مسیح کاشی ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

(قَ. زَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) بریدن سر قلم های خوشنویسی.

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) چاقویی کوچک که معمولا در قلمدان گذارند و سر قلمهای معینی را با آن قط زنند قلمتراش: زخمی که بر یار بر دل اغیار می زند چون قط زن آید آن همه بر استخوان من. ( طاهر وحید )

ویکی واژه

بریدن سر قلم‌های خوشنویسی.

جمله سازی با قط زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او اهل حبش و در خط ابن بواب تحقیق و تتبع کرد. در روش خوشنویسی تغییراتی داد و خط را به دور رسانید. او در در روش تراشیدت قلم و قط زدن استادان پیشین تجدیدنظر کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران