لغت نامه دهخدا
قیچی زدن. [ ق َ / ق ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) با قیچی بریدن. برش دادن. ( فرهنگ فارسی معین ).
قیچی زدن. [ ق َ / ق ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) با قیچی بریدن. برش دادن. ( فرهنگ فارسی معین ).
( مصدر ) با قیچی بریدن برش دادن.
💡 وی با طرح ایده بافت قالیچه صلح و دوستی جهانی در تیرماه ۸۷ توانست با همکاری سازمان فرهنگی یونسکو پس از گذشت یکسال از بیان این ایده، در مراسم قیچی زدن قالیچه صلح و دوستی جهانی در خانه ستارخان، میزبان مسئولان کشوری، لشکری و نماینده یونسکو و ۱۲۰۰ نفر از شخصیتهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی از کشورهای مختلف باشد.
💡 حالت فعلی از نامواژه قیچی به کمک فعلهای کردن و زدن درست میشود. در کل قیچی یکی از پرکارترین وسایل در زندگی روزمره ماست.