قضاب

لغت نامه دهخدا

قضاب. [ ق ُض ْ ضا ] ( ع اِ ) کبودک. گل تلگرافی. پروانش. رجوع به پروانش شود.
قضاب. [ ق َض ْ ضا ] ( ع ص ) نیک قطعکننده امور و توانا بر آن. || شمشیر بران. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به قَضّابة شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) یا قضاب مصری. گل تلفنی.
نیک قطع کننده امور و توانا بر آن یا شمشیر بران.

جمله سازی با قضاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفت و گو با بعضی از بزرگان؛ محمد حسین عماد، کریم نصر، عبد الناصر گیو قضاب، دو هفته نامه هنرهای تجسمی تندیس، شماره ۵۵، ۱۳۸۴.

محاکره یعنی چه؟
محاکره یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز