لغت نامه دهخدا
قراولی. [ ق َ وُ ] ( حامص ) نگهبانی. محارست. محافظت. ( ناظم الاطباء ).
قراولی. [ ق َ وُ ] ( حامص ) نگهبانی. محارست. محافظت. ( ناظم الاطباء ).
نگهبانی محارست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این بازی همچنین با تشکیل باشگاههای شهرستانی برای اولین بار دچار تغییرات اساسی در سازماندهی شد. در طول قرن ۱۹ تمام باشگاههای مدرن شهرستانی، با پیش قراولی ساسکس در سال ۱۸۳۹، تأسیس شدند.