لغت نامه دهخدا
قراقورم. [ ق َ ق ُ رُ ] ( اِخ ) نام کوهی است.
قراقورم. [ ق َ ق ُ رُ ] ( اِخ ) نام کوهی است.
نام کوهی است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حالیکه که مغولها به مرزهای کاپادوکیا و کیلیکیه نزدیک شدند، پادشاه هتوم تصمیم استراتژیک خود مبنی بر تن دادن به اینکه مغولها روابط خارجیاش را کنترل کنند گرفت و برادرش سمپات را به دربار مغول در قراقورم فرستاد. در آنجا، سمپات با خان بزرگ گویوک آشنا و در سال ۱۲۴۷ یک توافق رسمی را به تصویب رساند که در آن پادشاهی ارمنی کیلیکیه به عنوان یکی از کشورهای تحت کنترل امپراتوری مغول در نظر گرفته میشد.
💡 در سال ۱۲۵۴، هتوم خود از طریق آسیای میانه به مغولستان سفر کرد تا توافقنامهاش را تجدید نماید. او در این سفر از کشورهای ترکی از شرق آسیای صغیر، اردوگاه مغولها در کارس در ارمنستان بزرگ، دروازه آهنین دربند در ساحل غربی دریای خزر، و از آنجا، از شرق آسیا به قراقورم رفت.