[ویکی فقه] قاعده تلازم اطلاق و تقیید همان رابطه ملکه و عدم ملکه میان اطلاق و تقیید است. از نظر مشهور اصولی ها، تقابل بین اطلاق و تقیید از نوع تقابل ملکه و عدم ملکه است؛ از این رو، اطلاق و تقیید از لحاظ امکان و عدم آن متلازم می باشند؛ یعنی در کلامی که تقیید ممکن است اطلاق هم ممکن می باشد و در کلامی که تقیید محال است، اطلاق هم محال می باشد.
جمله سازی با قاعده تلازم اطلاق و تقیید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و چه بسا، وحدت حركت را اطلاق و حدودش را تقييد ناميده، ميگوئيم: حركت مطلقه بهمعناى در نظر گرفتن خود حركت با چشم پوشى از نسبتش به تك تك حدود، و حركت مقيدهعبارت است از در نظر گرفتن حركت با آن نسبتى كه به يك يك حدود دارد.
💡 مؤ لف: در اين روايت به اطلاق و بى قيد آمدنفضل تمسك شده، و آن رابه افضل افراد تطبيق كرده است.
💡 مراد از خاتم اولياء اين نيست كه بعد از آن وليى نباشد بلكه مراد آن است كه كسى بهحسب حيطه ولايت و مقام اطلاق و احاطه محيط بر جميع ولايت است، كه نزديك ترين موجوداتبه حق تعالى است.
💡 پس اسم، از باب مثال، در مقام خوردن و نوشيدن عبارت است از تعين اسم اعظم كه ازتعين خورنده و نوشنده يا از اراده خوردن و نوشيدن و ياميل به خوردن و نوشيدن مى ايد و اين امور تماما از تعينات اسم اعظمند؛ و متعينات گرچهخود با مطلق متحدند اما مطلقى كه با قيد همراه شده است ديگر به حالت اطلاق و سريانسابق نيست.
💡 كاملى كه گفته آمد، و اكمل از وى كثرت را در وحدت عين وحدت، و وحدت را در كثرت عينكثرت بيند كه عين احديت جامع بين الشهود در شاهد و مشهود است. واكمل از وى آنكه عين جامع را مطلق از هر گونه اطلاق و تقييد مى بيند و اين صفوت صفااست )
💡 اصل وجود و همه اوصاف كماليه به نحو اطلاق و بالذات مخصوص حق تعالى است و همهكمالات وجودى و اسماى حسنى و صفات عليا به صورت بالذات و بالاطلاق از اسماىمستاثره الهى اند. و لذا وجود بالذات و علم بالذات و ديگر اوصاف بالذات اوست و ماچون در اصل وجود و اوصاف و اسماء بالذات نيستم لذا نياز به واسطه و كليد داريم وآن بسم الله است.