قاسم غمزه

لغت نامه دهخدا

قاسم غمزه. [ س ِ غ َ زَ ] ( اِخ ) ( ملا ). از جمله ظرفای بخارا است. و مردی لوند و عاشق پیشه و بی قید است. از اوست این مطلع:
شکست بر سر من محتسب سبوی مرا
دلم شکسته شد و ریخت آبروی مرا.( ترجمه مجالس النفائس چ 1323 ص 169 ).

فرهنگ فارسی

از جمله طرفای بخارا است و مردی لوند و عاشق پیشه و بی قید است.

جمله سازی با قاسم غمزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یک غمزه زد از ناز، بمن گفت که: قاسم آنجا که عیانست چه حاجت ببیانست؟

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز