لغت نامه دهخدا
فرازبردن. [ ف َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) نزدیک بردن. پیش بردن:
به شیر آنکسی را که بودی نیاز
بدان خواسته دست بردی فراز.فردوسی.به ساغر لب خویش بردم فراز
مرا هر لبی گشت چون شکّری.منوچهری.رجوع به فراز شود.
فرازبردن. [ ف َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) نزدیک بردن. پیش بردن:
به شیر آنکسی را که بودی نیاز
بدان خواسته دست بردی فراز.فردوسی.به ساغر لب خویش بردم فراز
مرا هر لبی گشت چون شکّری.منوچهری.رجوع به فراز شود.
(فَ. بُ دَ ) (مص م. ) نزدیک بردن، پیش بردن.
( مصدر ) نزدیک بردن پیش بردن.
نزدیک بردن، پیش بردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در صحنه نبرد اقیانوس آرام، آمریکاییها به همراه نیروهای مشترکالمنافع فلیپینی در خاک فلیپین پیشروی میکردند و لیت را تا پایان آوریل ۱۹۴۵ پاکسازی نمودند. آنها تا ژانویه سال ۱۹۴۵ به لوزون رسیدند و مانیل را نیز تا ماه مارس پس گرفتند. نبرد در میندانائو و سایر جزایر فلیپین تا پایان جنگ ادامه داشت. درهمین حال، نیروی هوایی ایالات متحده برای تضعیف روحیه مردم و از بین بردن صنعت در ژاپن اقدام به انداختن بمبهای آتشزا بر فراز شهرهای مهم و استراتژیک ژاپن کرد. در ۹ و ۱۰ مارس حملهٔ هوایی وسیعی بر فراز توکیو صورت گرفت که مرگبارترین بمباران هوایی متعارف در طول تمام تاریخ برآورد شد.