فخر فارسی
لغت نامه دهخدا
فخر فارسی. [ ف َ رِ فا ] ( اِخ ) محمدبن ابراهیم بن احمد، مکنی به ابوعبداﷲ. طبیب و فاضل بود. به سال 622 هَ. ق. / 1225 م. درگذشت. او را در اصول کلام تصنیفاتی است. اصل وی از شیراز بود و در مصر سکونت گزید و همانجا درگذشت. ( از اعلام زرکلی ج 3 ص 841 ).
فرهنگ فارسی
محمد بن ابراهیم بن احمد مکنی به ابو عبدالله طبیب و فاضل بود. او را در اصول کلام تصنیفاتی است.
جمله سازی با فخر فارسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسین فخری مداح اهل ایران است. او به همراه صادق آهنگران و غلام کویتیپور از مداحان فعال دوران جنگ ایران و عراق بود. نوحهٔ حماسی «ممد نبودی ببینی» نخستین بار توسط وی و پس از آزادسازی خرمشهر بر سر مزار محمد جهانآرا اجرا گردید. جواد عزیزی این نوحه را براساس ملودی مداحی «جهانبخش کردی زاده» معروف به «بخشو» سروده است که حدود ۶۰ سال پیش آن را خوانده بود. به گزارش فارس، خانواده او اصالتاً بهبهانی هستند که سالها پیش به خرمشهر مهاجرت کردند. نوحه خوانی به زبان فارسی و عربی و تسلط بر آهنگسازی از ویژگیهای حسین فخری است.