لغت نامه دهخدا
علی نحوی. [ ع َ ی ِ ن َح ْ ] ( اِخ ) ابن ابی زید محمدبن علی نحوی استرآبادی. ملقب به فصیحی و مکنی به ابوالحسن. رجوع به ابوالحسن ( علی بن... ) شود.
علی نحوی. [ ع َ ی ِ ن َح ْ ] ( اِخ ) ابن محمد نحوی وزیر. مکنی به ابوالمکارم. متوفی در سال 561 هَ. ق. او راست: مختصر الغریبین ابوعبید احمدبن محمد هروی. ( از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 1209 ).