لغت نامه دهخدا
عروس پرست. [ ع َ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) عروس پرستنده. دوستدارنده عروس:
نوعروسان گرفته شمع به دست
شاه نوتخت شد عروس پرست.نظامی.
عروس پرست. [ ع َ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) عروس پرستنده. دوستدارنده عروس:
نوعروسان گرفته شمع به دست
شاه نوتخت شد عروس پرست.نظامی.
عروس پرستنده دوستدارنده عروس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در جمع بت پرستان سرباز عشق باید کاندر صف عروسان مردانه می نگنجد