لغت نامه دهخدا
شهدخیز. [ ش َ ]( نف مرکب ) عسل خیز. که انگبین بدست دهد:
عبیر ارزان ز جعد مشک بیزش
شکر قربان ز لعل شهدخیزش.نظامی.
شهدخیز. [ ش َ ]( نف مرکب ) عسل خیز. که انگبین بدست دهد:
عبیر ارزان ز جعد مشک بیزش
شکر قربان ز لعل شهدخیزش.نظامی.
عسل خیز که انگبین بدست دهد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خیز تا ما هم ز شهد سیر لب شیرین کنیم چند بنشینی چو زهر اندر بن دندان مار