لغت نامه دهخدا
شب دیگ. [ ش َ ] ( اِ مرکب ) نوعی از طعام که گوشت و شلغم را در دیگ نهند و شبانه در زیر آتش گذارند و فردای آن تناول کنند. ( از ناظم الاطباء ).
شب دیگ. [ ش َ ] ( اِ مرکب ) نوعی از طعام که گوشت و شلغم را در دیگ نهند و شبانه در زیر آتش گذارند و فردای آن تناول کنند. ( از ناظم الاطباء ).
نوعی از طعام که گوشت و شلغم را در دیگ نهند و شبانه در زیر آتش گدازند و فردای آن تناول کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو دیگ عمر سربازست پیوست اگر چون گربه مییازد به جان دست
💡 این جوشش خون جگر و غلغل سلمان زان است که دیگ هوسش، جوش تو دارد
💡 ز زیر دیگ او آتش به پرواز بود خاکسترش آئینه پرداز