لغت نامه دهخدا
سیاه تخمه. [ ت ُ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) سیاه دانه. شونیز.( یادداشت بخط مؤلف ). شی نیز. شونوز. حبة السوداء.
سیاه تخمه. [ ت ُ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) سیاه دانه. شونیز.( یادداشت بخط مؤلف ). شی نیز. شونوز. حبة السوداء.
= شونیز
سیاه دانه شونیز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اولین بار تخمه سیاه آفتاب گردان و کدو از شهر نیشابور وارد شد.