لغت نامه دهخدا
سپاه خیز. [ س ِ] ( نف مرکب ) سپاه خیزنده. لشکرخیز. آنجا که لشکریان فراوان از آن خیزد: خراسان مملکتی سپاه خیز است. آذربایجان سپاه خیز است. || مجازاً، پرجمعیت.
سپاه خیز. [ س ِ] ( نف مرکب ) سپاه خیزنده. لشکرخیز. آنجا که لشکریان فراوان از آن خیزد: خراسان مملکتی سپاه خیز است. آذربایجان سپاه خیز است. || مجازاً، پرجمعیت.
سپاه خیزنده لشکر خیز آنجا که لشکریان فراوان از آن خیزد مجازا پر جمعیت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زان خط نو خیز بر خیل سلیمان خرد خوش شکستی خواهد آوردن سپاه مور باز