لغت نامه دهخدا
ساغر دادن. [ غ َ دَ ] ( مص مرکب ) شراب دادن. جام پر از شراب دادن:
کسی را در این بزم ساغردهند
که داروی بیهوشیش دردهند.سعدی ( بوستان ).
ساغر دادن. [ غ َ دَ ] ( مص مرکب ) شراب دادن. جام پر از شراب دادن:
کسی را در این بزم ساغردهند
که داروی بیهوشیش دردهند.سعدی ( بوستان ).
( مصدر ) شراب دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دست زنگیان آیینه دادن نیست بینایی مده ساغر به کف تا می توانی هوشیاران را