روشن فیروز

لغت نامه دهخدا

روشن فیروز. [ رَ ش َ ] ( اِخ ) یکی از دو شهری است که بنا بنوشته مجمل التواریخ و القصص ( ص 71 ) بوسیله فیروز پسر یزدگرد پادشاه ساسانی بنا شده است. و رجوع به فارسنامه ابن بلخی ص 83 و تاریخ گزیده چ لیدن ص 114 شود.

فرهنگ فارسی

یکی از دو شهری است که بنا نوشته مجمل التواریخ بوسیله فیروز پسر یزد گرد پادشاه ساسانی بنا شده است.

جمله سازی با روشن فیروز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا شدم روشن به چشم من جهان تاریک شد زنگ بر آیینه من طالع فیروز بود

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز