لغت نامه دهخدا
( ذات سنة ) ذات سنة. [ ت َ س َ ن َ ] ( ع ق مرکب ) بسالی. درسالی.
( ذات سنة ) ذات سنة. [ ت َ س َ ن َ ] ( ع ق مرکب ) بسالی. درسالی.
بسالی. در سالی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (و اما كونها مثلا لصفات بارئها فحيث صيرها ذات قدرة و علم و ارادة و حياة و سمع وبصر لا تاخذها سنه و لا نوم مثلا