دول گر

لغت نامه دهخدا

دول گر. [ گ َ ] ( ص مرکب ) درودگر. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به درودگرشود. || ( اِ ) قسمی ماهی. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

درودگر.

جمله سازی با دول گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای بتو نازنده گشته عقل چون از عقل روح وی بتو پاینده گشته دین چنان کز دین دول

💡 اساس سیاست خارجی دولت هم مبتنی بر منشور ملل متحد و تقویت این سازمان بین‌المللی و دوستی با کلیه دول و احترام متقابل نسبت به همه ملل می‌باشد.

💡 فخر دولت که دول بر در او جوید جای بوالمظفر که ظفر بر در او یابد هال

💡 تاج‌ُالکُفاهٔ فخر معالی وجیه ملک زینِ دول رَضّی ملوک و سرِ تبار

💡 در انتخابات ریاست جمهوری ۱۹۹۶، کلینتون برای دور دوم انتخاب شد و ۴۹٫۲ درصد آرا مردمی را در مقابل ۴۰٫۷ درصد آرای مردمی نامزد حزب جمهوری‌خواه باب دول به دست آورد. کلینتون ۳۷۹ رأی الکترال کالج را به دست آورد، و سهم دول ۱۵۹ رأی الکترال بود.

💡 گردن دول تو از سیلی چون دیم کنیم تو مپندار ازین کار که که ما کفشگریم

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز