دست شفا

لغت نامه دهخدا

دست شفا. [ دَ ش ِ ] ( ص مرکب ) حکیم حاذق. ( آنندراج ). || ( اِ مرکب ) نسخه طبیب و دستور طبیب. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

حکیم حاذق. یا نسخه طبیب و دستور طبیب.

جمله سازی با دست شفا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به من متوسل شد و التماس دعا مى كرد، من به او فهماندم كه از دست همان كسى كه سيلىخورده اى بايد شفا بيابى و اين حرف به آن بدبخت اثرى نكرد و بالجمله چندى هم بهبيمارستان كويت مراجعه كرد فايده نبخشيد و فرمود:سال گذشته او را در بحرين ديدم به همان حال با فقر و فلاكت دردناكى زندگى مىكرد و گدايى مى نمود.(319)