لغت نامه دهخدا
( خوی آور ) خوی آور. [ خوَی ْ / خَی ْ / خِی ْ / خُی ْ وَ ] ( نف مرکب ) عرق آور، مُعَرَّق. ( ناظم الاطباء ) ( یادداشت مؤلف ): هش؛ اسب بسیار خوی آور. ( منتهی الارب ).
( خوی آور ) خوی آور. [ خوَی ْ / خَی ْ / خِی ْ / خُی ْ وَ ] ( نف مرکب ) عرق آور، مُعَرَّق. ( ناظم الاطباء ) ( یادداشت مؤلف ): هش؛ اسب بسیار خوی آور. ( منتهی الارب ).
( خوی آور ) عرق آور معرق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کورتای در فاصله ۷ کیلومتری جنوب غربی خوی و در مسیر جاده خوی _قطور مرز رازی قرار دارد که از شمال شرقی به کوه کورتای و از جنوب با روستای سرکتی و از شرق به کوههای اورین و از شمال به روستای وار محدود میگردد ولی جزء دهستان رهال است.