خوش فهمی
مترادفها
هوش، ذکاوت، درک، تیزهوشی
متضادها
کجفهمی، کندذهنی
لغت نامه دهخدا
خوش فهمی. [ خوَش ْ / خُش ْ ف َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی خوش فهم و نیکواندیشه. نیکوفهمی.
فرهنگ فارسی
حالت و چگونگی خوش فهم و نیکو اندیشه نیکو فهمی.
جمله سازی با خوش فهمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیک فهمی داری و خوش گفت تو وین دُر اسرار کردی سفت تو