لغت نامه دهخدا
خاک کندن.[ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کندن خاک. حفر آن:
زآن سبب کاندر شدن واماند دیر
خاک را می کند و میغرید شیر.مولوی.
خاک کندن.[ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کندن خاک. حفر آن:
زآن سبب کاندر شدن واماند دیر
خاک را می کند و میغرید شیر.مولوی.
کندن خاک حفر آن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیشتر مردمان تبت و مغولستان از آیین بوداگرایی وجرهیانه پیروی میکنند و به باززایی باور دارند؛ به همین دلیل است که دلیلی بر نگهداری از اجساد مردگان نمیبینند. به کارگیری این روش برای از بین بردن هرچه بیشتر این اجساد است. در بیشتر مناطق تبت و چینگهای زمینها سنگی هستند و کندن گودال برای قبر نیز سخت است و به دلیل کمبود سوخت برای خاکستر کردن مردگان، خاکسپاری آسمانی یکی از کاربردیترین راهها برای رهایی از اجساد بودهاست. در گذشته، خاکستر کردن مردگان تنها به لاماهای بلندمرتبه و اشخاص بزرگ تعلق داشتهاست. امروزه به خاطر سختیهای خاکسپاری آسمانی و مدرن شدن جوامع شهری، خاکسپاری آسمانی بیشتر به دست مردمان سطوح پایین جامعه انجام میشود.